هفته نامه طنین قائنات -> فرهنگ و اهميت مقابله با ولنگارى فرهنگى(1)
جدیدترین
تبلیغ در طنین



 سید محمد اسماعیل ترحمی

انقلاب اسلامى ايران مقوله و پديده‏اى فرهنگى بوده و هست. رهبران و مردان بزرگ اين انقلاب نيز همواره بر اهميت فرهنگ و اولويت فرهنگ تأكيد داشته‏‌اند. در اين ميان رهبر معظم انقلاب اسلامى از سال‌ها قبل مسأله شبيخون و تهاجم فرهنگى را مطرح كرده بودند. در سال‌هاي پايانى دولت قبل، رهبر معظم انقلاب مسأله مظلوميت فرهنگ و اهميت توجه به اولويت‏هاى فرهنگى و ضرورت پرهيز از اقدامات فرهنگى ويترينى و ظاهرى را مطرح كردند. در سال‌هاى اخير و در دوران دولت يازدهم، رهبر معظم انقلاب از نگرانى ولنگارى فرهنگى و رهاسازى بى‏‌حساب و كتاب فرهنگ و مقولات فرهنگى جامعه به دست مسئولان امر و خصوصاً وزارت ارشاد سخن به ‏ميان آوردند. رهبر معظم انقلاب با اعلام نگرانى از اين‏كه فرهنگ كشور به‏ نحوى رها شود و كالاهاى فرهنگى بدون هيچ نظارت و حسابى توليد و توزيع شود و مسئولان با ولنگارى و لاابالى‏‌گري نسبت به مسائل فرهنگى جامعه تصميم بگيرند، خاطرنشان ساختند كه اهميت فرهنگ و كالاى فرهنگى در جامعه به‏ حدى است كه نبايد در اين‏ زمينه ولنگارى صورت گيرد. در واقع همان‏طور كه در خورد و خوراك مردم نمى‏‌توان لاابالى بود و نمى‏‌توان توقع داشت كه هر كالاى مسمومى به بازار عرضه شود و مردم خود بروند و بررسى كنند كه چه چيز سمى و چه چيز فاسد است، چشم‌شان را باز كنند تا سم به خوردشان داده نشود؛ در فرهنگ نيز نمى‏‌توان گفت كه بگذاريم هر كالايى در جامعه باشد تا مردم خودشان هرچه خواهند انتخاب كنند و هركس خود بررسى كند كه چه كالايى سالم است و چه كالايى فاسد.

ولنگارى فرهنگى‏:
ولنگارى فرهنگى را بايد اصطلاحى جديد در عرصه سياست و فرهنگ ايران دانست. ولنگارى كه متشكل از دو كلمه ول و انگاشتن است، به معنى آن است كه كسى تصور كند كه بايد كارى را رها كند و يا با رهاكردن يك امر، تلقى اين‏ را داشته باشد كه كار درستى مى‏‌كند. از اين جهت ولنگارى به ‏نحوى شبيه به‏ اصطلاح عربى (لاابالى) رايج در ادبيات فارسى است. لاابالى نيز در عربى به معنى «اهميت نمى‏‌دهم» يا «برايم مهم نيست» مى‏باشد.

بر اين اساس، ولنگار به كسى گفته مى‏شود كه كارى را كه بايد با جديت بر عهده بگيرد و مأموريتى را كه بايد با دقت انجام دهد، رها مى‏‌كند و نه تنها اين رهاكردن را در عمل انجام مى‏‌دهد، بلكه به ‏لحاظ نظرى نيز اين انگاره را دارد كه رهاكردن او كار خوبى است. بر اين اساس ميان ولنگارى و تنبلى و بى‏‌عملى و سستى و كوتاهى در انجام كار شباهتى هست و تفاوتى.
شباهت ولنگارى با مفاهيمى مانند: سستى و بى‏‌عملى و كوتاهى اين است كه كار انجام نمى‌شود. تفاوت در اين است كه در سستى و تنبلى و بى‏‌عملى و كوتاهى و قصور و تقصير، فرد متخلف مى‏‌داند كه كارى كه مى‏‌كند كار بد و نامناسبى است، اما در ولنگارى، فرد متخلف و كسى‏ كه كار مهمى را كه به دوش او گذاشته‏‌اند رها كرده است، نه تنها از اين كار خود احساس ناخوشايندى ندارد؛ بلكه با ادعاى صحت و سلامت از كار خود و رهاكردن مسئوليتش دفاع نيز مى‏‌كند. اين است كه ولنگارى خطرى بيشتر و وضعيتى نامناسب‏تر از ديگر بيمارى‏ها دارد.

اهميت فرهنگ و خطر ولنگارى:
در ضرورت فرهنگ در ايران اسلامى سخن فراوان گفته شده است. اصولاً انقلاب اسلامى ايران مقوله و پديده‏‌اى فرهنگى بوده و هست. مردان اصلى انقلاب و رهبران آن شخصيت‏هايى فرهنگى و فعال فرهنگى بوده‏‌اند. اين رهبران و مردان بزرگ انقلاب نيز همواره بر اهميت فرهنگ و اولويت فرهنگ تأكيد داشته‏‌اند.
در اين ميان رهبر معظم انقلاب اسلامى از سال‌ها قبل مسئله شبيخون و تهاجم فرهنگى را مطرح كرده بودند. در سال‌هاي پايانى دولت قبل، رهبر معظم انقلاب مسئله مظلوميت فرهنگ و اهميت توجه به اولويت‏هاى فرهنگى و ضرورت پرهيز از اقدامات فرهنگى ويترينى و ظاهرى را مطرح كردند. ايشان به‏ صراحت دستور دادند كه از فرهنگ رفع مظلوميت شود: «نكته‏ بعدى كه مى‏‌خواهم سفارش كنم، اين است كه از بخش فرهنگ رفع مظلوميت كنيد. بخش فرهنگ انصافاً بخش مظلومى است… واقعاً مسأله‏ فرهنگ را دست‏ كم نگيريد. خيلى از مشكلات جامعه‏ ما با فرهنگ‏سازى حل مى‏‌شود. توجه بكنيد كه امروز، عمده قواى دشمنان ما در جبهه‏ فرهنگى دارد كار مى‏‌كند. اين جنگ‌هاى روانى، اين فعاليت‌هاى فرهنگى، اين بودجه‏‌هاى پنهان و آشكارى كه براى منحرف‌كردن ذهن‌ها مى‏‌گذارند، همه‏‌اش مربوط به مسأله‏ فرهنگ است. فرهنگ مثل هواست كه انسان وقتى كه اين هوا را استنشاق كرد، با هوايى كه استنشاق كرده و با آن‏ جانى كه گرفته، مى‏‌تواند دو قدم بردارد و جلو برود؛ بقيه‏ كارها همه برخاسته‏ از آن‏ چيزى است كه شما استنشاق كرده‏‌ايد. اگر چنان‏چه يك جايى، هواى مسمومى تزريق بشود، نتيجه‏‌اى كه در اندام‌ها ديده خواهد شد، تابع آن مسموميتى است كه در اين هواست. اگر فضا را با دود يا مخدرى تخدير كنند، وقتى شما آن‏ را استنشاق كرديد، رفتار شما متناسب با آن‏ چيزى خواهد شد كه استنشاق كرده‏‌ايد؛ فرهنگ يك چنين حالتى دارد. فرهنگ را دست‏ كم نگيريد؛ خيلى مهم است. بنابراين صرف وقت كنيد و در بودجه هم برايش پول و فصول قابل توجهى بگذاريد تا جهتِ ارزشى به فرهنگ بدهيد.

ازجمله‏ كارهايى كه مسئولين فرهنگى دولت خيلى بايد به آن بپردازند و واقعاً يك دقيقه را در آن فروگذار نكنند، اين است كه به فرهنگ عمومى جامعه و ابزارها و وسائل فرهنگى، جهت ارزشى بدهند. چون تلاش زيادى شده تا جريان‌هاى فرهنگى و عامل‌هاى فرهنگى – هنر و ادبيات و شعر و سينما و بقيه – در جهت غيرارزشى حركت كنند و راه بيفتند. شما بايد كمك كنيد و همه‏ تلاش‌تان را بكنيد كه به تحركات فرهنگى كشور در جهت ارزشى جهت بدهيد.» و نيز به‏ صراحت خاطرنشان كردند كه از كارهاى ويترينى و ظاهرسازى خوددارى شود: «در زمينه‏‌هاى فرهنگى، دنبال كارهاى تشريفاتى و ويترينى نباشيد. نمايش‌دادن كار فرهنگى، نه اين‏كه فايده‏‌اى ندارد؛ ضرر هم دارد. در زمينه‏ فرهنگ بايد دنبال كارهاى محتوائى و اصيل و واقعى رفت، كه امروز نياز عمده‏ كشور هم اين است.»



,, ,

تاريخ 26 اکتبر 2016      
تعداد بازدید      




منتظر نظر شما هستیم !

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.